weiuf ywe - تاریخ: 1394/6/6 ساعت: 4:36
دانش اطلاع رساني علمي است تركيبي كه به رشته هاي ديگر مثل رياضيات، منطق، زبان شناسي، فن ماشين هاي حسابگر، تحقيق در عمليات و هنر گرافيك، ارتباطات، دانش كتابداري، مديريت و ساير رشته هاي مشابه نيز بستگي دارد. اين علم هم داراي جنبه نظري است كه موضوع را صرف نظر از كاربرد آن به مطالعه ميگيرد و هم داراي جنب...
wieeyewi - تاریخ: 1394/6/6 ساعت: 4:10
سه تعريف براي دانش اطلاع رساني آورده است. اين سه تعريف داراي نكات مشتركي هستند اما هر يك به نكته اي خاص تاكيد بيشتري كرده اند. تعريفي كه خواهيم داد از تركيب اين سه تعريف بدست آمده است. دانش اطلاع رساني عبارت است از رشته اي علمي كه درباره كيفيت و كاربرد اطلاعات، نيروهاي حاكم بر جريان اطلاعات و همه اب...
ewu wteyuwe - تاریخ: 1394/6/6 ساعت: 3:45
است تا نام خود را به انجمن امريكائي اطلاع رساني بدل سازد بسياري از ما كوشش ميكنيم تا براي همكاران و دوستان خود توضيح دهيم كه اطلاع رساني چيست و كار پژوهشگران اين رشته علمي چه بوده ارتباط آن با دانش كتابداري و دكومانتاسيون چگونه است. آن دسته از ما كه بدنبال دادن چنين توضيحي در اين زمينه هستند ميدانند...
فواید - تاریخ: 1394/6/6 ساعت: 3:15
هدف كتابداري و اطلاع رساني كه در دانشگاه‌ها و مراكز آموزش عالي كشور ما ارائه مي‌شود، تربيت كارشناساني آگاه , با تجربه و تحصيل كرده كه توانايي ارزيابي نيازهاي كتابخانه واحد متبوع خود را داشته باشند و در جريان انتشار كتاب‌هاي جديد و خريد كتاب‌هاي مناسب قرار گيرند. اين افراد بايد قادر به سازماندهي مناب...
برای تهران - تاریخ: 1394/6/4 ساعت: 3:35
ه نظردارند. نتیجه یكی از تحقیقات دانشگاه «كلمبیا» مبنی بر این بود كه از از دهه 70 به بعد همه شركتهای موفق، شركتهایی بوده‌اند كه مدیر آنها تحصیلات مالی داشته است. چون از این دهه به بعد اطلاعات نقش مهمی پیدا كرده است و مهمترین اطلاعات نیز، اطلاعات مالی است كه تاثیر بسیاری در تصمیم‌گیری روسای شركت‌ها د...
ص انجام میگیرد. تا افراد ذینفع درون سازمانی مثل مدیران سازما - تاریخ: 1394/6/4 ساعت: 3:17
«حسابداری به منظور جوابگویی به نیازهای انسان به وجود آمده است. به همین دلیل با گذشت زمان و به موازات گسترش فعالیت‌های اقتصادی و افزایش پیچیدگی آن ،‌ هدفها و روشهای حسابداری برای جوابگویی به نیازهای اطلاعاتی، توسعه یافته است. چرا كه اشخاص، شركت‌ها و دولت برای تصمیم‌گیری در مورد توزیع مناسب منابع مالی...
نظرات ۳۴ - تاریخ: 1394/6/4 ساعت: 3:03
 چه راههایی سرمایه‌گذاری نماید تا استفاده بهینه كند و یا اگر شركت به منابع مالی جدید نیاز داشت یك مدیر مالی بر اساس دانش آكادمیك خود می‌تواند بگوید كه از چه طریقی باید تامین مالی كرد. و مجموع این فعالیت‌ها خارج از توانایی یك حسابدار تجربی است. «حسابداری یك سیستم اطلاعاتی است كه با فراهم‌كردن اطلاعات...
قوانین و مقررات - تاریخ: 1394/6/4 ساعت: 2:50
 و صورتهای حسابداری در شكل‌ها و مدلهایسازمانی مثل مدیران سازمان و یا برون‌سازمانی مثل بانك‌ها، مجمع عمومی سازمان مورد نظر و یا مقامات مالیاتی بتوانند از این اطلاعات استفاده كنند. به همین دلیل فردی كه تحصیلات دانشگاهی ندارد، بیشتر دفتردار است تا حسابدار. چرا كه گزارشهای این دسته از افراد مطابق استاند...
jhagf adfga - تاریخ: 1394/6/3 ساعت: 1:55
کامی و بهار نشستن تو ماشین و گاز دادم. ماشین از جا کنده شد. کامی: ایول بابا، عجب شیطونی هستی تو. من: ممنون از تعریفتون. تا موقعی که به کوه رسیدیم بهار همینجور داشت میخندید. رفتیم توی قهوه خونه نشستیم و ۲تا قلیون و چایی سفارش دادیم. بهار: هزار بار گفتم قلیون نکش خوب نیست. چرا آدم نمیشی تو؟ کامی: آوا ...
صثبصث یصثبصث - تاریخ: 1394/6/3 ساعت: 1:33
تیه برای خودت درست کردی؟ اینجوری میخوای بری دانشگاه؟ لقمه ای که درست کرده بودم بخورم رو گذاشتم روی میز و کیفم رو برداشتم. من: نخیر، انگار نمیذارن ما یه صبحونه رو راحت بخوریم. میلاد من رفتم، بای. بدون اینکه به حرفای بابا اهمیت بدم زود از خ کامیار که یکی از پسرهای شیطون کلاس بود گفت: بچه ها دیدید گفتم...
مقدار منی , درمان نا - تاریخ: 1394/6/3 ساعت: 1:19
تیه برای خودت درست کردی؟ اینجوری میخوای بری دانشگاه؟ لقمه ای که درست کرده بودم بخورم رو گذاشتم روی میز و کیفم رو برداشتم. من: نخیر، انگار نمیذارن ما یه صبحونه رو راحت بخوریم. میلاد من رفتم، بای. بدون اینکه به حرفای بابا اهمیت بدم زود از خونه بیرون رفتم. بادیگارد جدید همینجور دنبالم بود. در ماشینو بر...
ثغلیب - تاریخ: 1394/6/3 ساعت: 0:56
من: آره آره آره، من پدری ندارم. تو پدر من نیستی، تو یه قاتلی. قاتل مامانمی. اینها رو با داد گفتم و با دو از پله ها بالا رفتم. در اتاق و محکم بستم و روی صندلی جلوی میز آرایشم نشستم. جای دست بابا روی صورتم قرمز شده بود، اما من دیگه پوستم کلفت شده بود و درد رو حس نمیکردم. از توی کشوی میز قرص آرامبخش در...
روم کلید رو توی قفل چرخوندم و درو یواش باز کردم. همهجا تاریک بود، احتمالا همه خو - تاریخ: 1394/6/3 ساعت: 0:36
درو یواش باز کردم. همهجا تاریک بود، احتمالا همه خوابیده بودن. کفشامو در آوردم و پاورچین پاورچین رفتم سمت پله. همین که پامو روی اولین پله گذاشتم چراغ هال روشن شد. آروم سرمو چرخوندم و عقبو نگاه کردم، درست حدس زده بودم، بابام بود. بابا: تا حالا کجا بودی؟ من: کجا بودم؟ جایی که همیشه میرم. پارتی. بابا: ی...